تبلیغات
داستانك های من - سامانتا
نویسنده :طاها
تاریخ: سه شنبه دوم دی 1393 02:37 ب.ظ
«طاها فیلم» لقبی بود که یکی از دوستانم بهم داده بود،کافی بود چند صحنه از فیلمی را بگویند تا بگویم اسم فیلم چیست و موضوعش از چه قرار است.از زمانی که کامپیوتر خریدم بهترین سرگرمی ام دیدن فیلم بود،برای شهری که سینما نداشت و البته هنوز هم ندارد،تئاتر تنها به دلقک بازی ختم می شود،کنسرت!این یکی دیگر شوخی جالبی است.دیدن فیلم بهترین و در عین حال در دسترس ترین سرگرمی بود،البته نا گفته نماند من از کودکی از دنیای فیلم ها خوشم می آمد.دنیای خیالات آدم ها،دنیای وقایع تلخ،دنیای شگفتی ها،دنیایی که هر اتفاقی در آن ممکن بود.
مدت هاست که دیگر زیاد فیلم نمی بینم،بیشتر دوست دارم بروم و در سینما فیلم ببینم،سینما آزادی یا فرهنگ.در جشنواره فیلم فجر هم می روم سراغ فیلم ها.اما دیگر آن خوره ی فیلم نیستم،گرچه هنوز هم بعضی وقت ها پیگیر فیلم های خوب و خبرهایشان هستم.امروز فیلمی که مدت هاست میخواستم ببینمش را دیدم،فیلمی بی نهایت تاثیرگذار که ارزش روزی چندبار دیدن را دارد.درباره اش خیلی خوانده بودم و تقریبا موضوع فیلم را می دانستم اما با این حال آنچنان مجذوبش شدم که می توانم بگویم بعد از سال ها مزه ی فیلم خوب دیدن را برایم تداعی کرد...کاش به جای سریال های صدمن یک غاز هر شب فیلم های اینچنینی پخش شود حتا اگر تمام شب ها فقط همین یک فیلم پخش شود...من منتقد فیلم نیستم و قصدم هم توضیح داستان فیلم نیست فقط خواستم پیشنهاد بدهم که اگر تا به حال فیلم «Her» را ندیده اید حتما ببینیدش حتا اگر اهل فیلم و فیلم دیدن نیستید...






جستجو در وبلاگ
درباره من
نویسندگان
ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :