تبلیغات
داستانك های من - ای در دلم نشسته، از تو كجا گریزم؟ #مولانا
نویسنده :طاها
تاریخ: جمعه بیست و یکم مهر 1396 10:08 ق.ظ
گفت که دیوانه نه ای لایق این خانه نه ای، گفت که سرمست نه ای رو که از این دست نه ای، گفت که تو کشته نه ای در طرب آغشته نه ای، گفت که تو زیرککی مست خیالی و شکی؛ شمس من، کاش مولانا بودم و می رفتم و دیوانه می شدم، وز طرب آکنده می شدم، پیش رخ زنده کنت کشته و افکنده می شدم. لعنت به تمام کاش های دنیا.
امروز باید به همه چیز می رسیدم، باید لبخندی به جهان اضافه می کردم، باید تو را در آغوش میکشیدم که لبخندت صد برابر شده بود، پارسال  چنین روزی عاشورا بود و در دلت عاشورایی جهنمی، امسال باید عید می شد نه عاشورایی تر. چه جمعه ی نحسی، چه مهر بی مهری، چه پاییز لخت و عوری، کاش دو شب پیش زیر مشت و لگدهای اراذلی که ریختند سرم می مردم، کاش این غروب آخرین غروبی باشد که میبینم، کاش آخرین برگ پاییزی امشب از درخت بیافتد. 
«زندگی یک چمدان است که می آوریش، بار و بندیل سبک می کنی و می بریش» چمدان دست تو و ترسی که ندیدی همیشه در چشمان من بود، تمام لحظات این ترس جانم را به دستش گرفته بود، در هر خداحافظی آنقدر دنبالت می کردم تا جایی که دیگر دیده نمیشدی، دست خودم نبود، فکر می کردم این آخرین بار است که می روی حتی اگر می خندیدی و قرار بعدی هم از قبل تعیین شده بود.
عجیب است الان همان جایی هستم که سال گذشته با هم آنجا بودیم به آن روز فکر میکنم و به روزهای بعدش. جایت خالی ات دارد آتش به جانم میزند. آینه،تخت، پنجره ها، آشپزخانه، همه چیز دارد مرا به درون خودش می برد. سیگار جوتب نمی دهد و بیخودی پشت سر هم دود می شود. وقتی نیستی خیلی تو میشوم. التماست کردم که باشی، شاعرانه نبود اما تمام حرف دلم بود. بیشتر از نیاز بهت احتیاج داشتم، یک چیزی شبیه به نفس. نه مرا باور داری نه دوست داشتنم را اما وقتی که گفتی ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم ؟ باور که هیچ بهت معتقد شدم. 
 تنها جایی که می توان گریخت جایی به جز این دنیاست. مثل آواتار فیس بوکم با زیبایی تمام رنگ ها باید خلاص شد با خشونت توام با ظرافت.
خودم خودم را نبلعم تهرام مرا میبلعد، خیلی دور و دیر نخواهد بود، نقاشی آخرین برگ روی دیوار هم با اولین باران از بین خواهد رفت. 
دلم روزی را می خواست که چمدانت را مقابلم باز کنی و آرام آرام وسایلت را بچینی روی ملحفه ی سفیدی که بوی تنت را گرفته.

ای در دلم نشسته، از تو كجا گریزم؟ #مولانا



جستجو در وبلاگ
درباره من
نویسندگان
ابزارک های وبلاگ
  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :